loading...

ناگفته های یک دختر موفرفری

ناگفته، دلنوشته، تکست،عاشقانه

بازدید : 1
دوشنبه 27 مهر 1399 زمان : 0:38

از خودم دلخورم چون هنوزم نمی‌تونم آدما رو بشناسم هنوزم فکر می‌کنم 《آدم》پیدا میشه

هنوزم امید دارم همه مثل هم نیستن هنوزم فکر می‌کنم همه مثل خودم فکر می‌کنن مثل خودم دنیا رو می‌بینن

ولی نه نگار بسه اون همه حماقت دیگه بسه بزرگ شو بزرگ شو اطرافتو بشناس واقعیت زندگیتو بشناس و آدم نماهارو هم بشناس

همه مثل تو فکر نمی‌کنن همه مثل تو نمی‌بینن همه طاقت ندارن همه آدم نیستن

چقدر دیگه می‌خوای احمق بمونی تا کی تا وقتی که همه تک به تک احمق بودنتو بکوبن تو صورتت؟

احمق منم منم که با افکار بچه گانه و رنگی رنگی زندگی می‌کنم و فکر می‌کنم این دنیا مثل دنیای توی کارتون‌هاست نه نیست

درست عین باب اسفنجی می‌مونم درست به اندازه اون احمقم و زندگیم و رنگی رنگی و زیبا تصور می‌کنم و فکر می‌کنم همه هم مثل منن

ولی اختاپوس‌های زندگیم زیادن و پاتریک‌ها کم خرچنگ‌های زندگیم زیادن و سندی‌هام کم و من احمقانه به اختاپوس‌ها و خرچنگ‌ها علاقه دارم و ولشون نمی‌کنم حتی گری حلزون کوچیکم هم می‌دونه که من احمقم اون از من باهوش تره

اگه جای سازنده باب اسفنجی بودم حتما یه قسمت می‌ساختم که توش باب متحول میشه و عقلش میاد سر جاش

ولی عاشقانه پاتریک زندگیم و دوست دارم و الان ارزششو بیشتر می‌فهمم

دوست دارم پاتریک احمقم

من چه دختر خوبیم!!!
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب : 6
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 5
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 16
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 65
  • بازدید ماه : 319
  • بازدید سال : 319
  • بازدید کلی : 319